قدم اول
سلام فرشته ی بابا
روز یکشنبه ششم بهمن ماه سال 1392 بود که مامان الی بهم گفت زیاد حالم خوب نیست و ازم خواست براش تست ح ا م ل گ ی از داروخونه بگیرم. صبح روز بعد، من طبق معمول باید مامان الی رو تنها میگذاشتم و میرفتم شرکت محل کارم ولی دل تو دلم نبود میخواستم ببینم جواب چیه واسه همین دقیقه به دقیقه زنگ میزدم.
بعد از چند روز از شرکت برگشتم خونه، مامان الی بابات رو سوپرایز کرد ولی من گفتم هرطور شده نوبت میگیرم میبرمت دکتر آزمایش خون بدی.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


قدم اول 

