یک جمعه ی پاییزی
چند ماه پیش وقتی برای اولین بار تو ماشین نشستی از عکس العمل هات فهمیدیم که عشقه ماشین هستی فرشته ی کوچلو، امروز هم برای اولین بار اومدی پشت فرمان ماشین تا به همه ثابت کنی که مایکل شوماخر، دومی هستی. طناز در کنار کلاه قرمزی! مدتی هست که ماشاا... حواست به دور و برت خیلی جمع شده و هر جایی که برات تازگی داشته باشه خوب اطرافت رو بررسی میکنی. از زمانی هم که کلاه قرمزی رو بالای سرت می چرخونیم تا مدتی خوب بهش نگاه میکنی. ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
22:20
پایان دو ماهگی/ ورود به سه ماهگی
فرشته نازم ایشالا همیشه سالم و سلامت باشی ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
0:09
بدون شرح
لطفاً هر اندازه از این پست لذت برده اید در قسمت نظرات ما را شرمنده خودتان کنید. ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
0:50
سر زدن طناز به بوتیک دائی رضا
روز گذشته واسه خرید سه تایی رفته بودیم به بازار، واسه چند دقیقه با اون حالت که خواب بودی شما رو بردیم بوتیک سیاه سفید پیش دائی رضا گذاشتیم تا از شما مراقبت کنه. دائی هم بلافاصله چند تا عکس از شما گرفت و فرستاد تو گروه واسه دوستاش. بعد که برگشتیم شما بیدار شده بودی و دائی رضا شما رو تو بغل گرفته بود و داشت جواب مشتری هاش رو میداد. ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
0:09
14 آبانماه دومین سالگرد ازدواج
سلام عزیز دلم، امسال دومین سالگرد ازدواج مامان و بابا مصادف شده بود با ایام محرم و عزاداری سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین و یارانش با وفایش به همین مناسبت تصمیم هیچ برنامه و سوپرایزی در ذهن نداشتیم ولی مامان که همیشه حواسش جمع هست اون روز زنگ زد محل کار بابا و بهش تبریک گفت و یک روز بعد که بابا برگشت یک دسر تیرامیسو عالی و خوشمزه درست کرد و خوردیم. ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
23:49
همایش شیرخوارگان حسینی
عشق کوچولوی ما سلام، از اینکه عکسهات رو به موقع نمیذاریم عذر میخوایم. ایشاا... ما رو بخشیده باشی. طناز در حال آماده شدن برای همایش روز جمعه نهم آبان 1393 - همایش شیرخوارگان حسینی - حسینیه ثارالله سپاه این هم دخمل ما طناز که در خواب ناز به سر می برد ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
1:17









